
رگبار غم، گلوله ی اشک و خشابِ درد
درشهرِ چشمِ خسته ی من سیل جاری است
از سدِّ بوسه های خیالی گذشته ام
حالِ دلم شبیه نفسهای ساری است
زخمی درون خاطره ها مانده از قدیم
یک بغض ِ پاره پاره در این سینه جا شده
مانند حال یک پدرِ دل شکسته که
در کوچه های آخر دنیا رها شده
مانند بادبادکِ در دستِ بچه ای
بند دلم به یاد شما گیر کرده است
پرهای یک عقاب، گرفتار آتش است
لعنت به گیر کردنِ در ارتفاع پست
این فکرهای یخ زده هرلحظه با من است
کام مرا بدون شما تلخ می کند
یک اتفاق تازه برایم رقم بزن
یک اتفاق خوب، نه یک اتفاق بد
دریای غصه های دلم، جا نمی شود
در سطرهای کوچک این دلنوشته ها
هر شب دلم برای شما تنگ می شود
در خواب من بیا به لباس فرشته ها
محمد محمودیان
ما را در سایت سیگنالهای اشتباهی فرشته ها دنبال میکنید
برچسب: آمدی در خواب من دیشب,مني در خواب,در خواب نازی شبها نیلوفر من,در خواب نازی زیبا نیلوفر من,من در خواب جنب نمی شوم, نویسنده: بازدید: 119