
شبی به قدر خداحافظی، لبت وا شدتمام وزن جهان روی شانه ام جا شدمنی که لِه شدم از این فشار، فهمیدمکه مرگ، در قدمِ اولِ تو معنا شدو عطرِ تو، که فقط شیشه اش برایم ماندو قلب من که عوض کرده بود، جایش رادرون کیفِ تو، بی وفقه دست و پا می زددلی که مرگ، قلم کرده بود پایش رادو چشم سرخ بجا ماند، بعد مرگ از منکه جای گریه فقط خون به خوردِ لب میدادتویی که خیره شدی توی این دوتا کاسهو دختری که به یک مردِ مُرده لب می دادلبی که طعمِ خداحافظی به شب می دادلبی که سم زده بودند باغِ سیبش راجنازه ای که زمین خورد، پشتِ در...
ادامه مطلب
xa0 دریای غصه های دلم جا نمی شود در سطرهای کوچک این دلنوشته ها هرشب دلم برای شما تنگ می شود در خواب من بیا به لباس فرشته ها xa0 محمد محمودیان xa0 https://telegram.me/joinchat/BMHEejuia1sBZTesgvIspwxa0 سیگنالهای اشتباهی فرشته ها...
ادامه مطلب